X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

ثبت لحظه های مبهم

زندگی نوشت

مخاطب خودم استم!

بیا برنامه داشته باش برا زندگیت؛ خب؟؟

بیا الکی وخ تلف نکن؛ خپ؟؟

بیا ب جای چرت و پرت گفتن ب هرکس و ناکسی با خدا حرف بزن؛ خپ؟؟

بیا فکرای خوب خوبتو عملی کن؛ خپ؟؟

بیا همه اون چیزی ک تو ذهنت هس رو کاغذ بیار و بهش عمل کن؛ خپ؟؟

بیا و اونی ک باید باشی باش -_- خپپپپ؟؟


+ امروز یه چشمه از سختگیری های پدرانه رو تجربه کردم. نمیدونم حالا گیر بود، سختگیری بود، محدودیت بود، حساسیت بود! ولی هرچی ک بود خیلی اذیت شدم :(

+ وختی بچه دار شدم هرگز سعی نمیکنم فکر و عقیده خودمو بهش تحمیل کنم‌‌. اون حق داره هرجور دلش میخواد فکر کنه و برا زندگیش تصمیم بگیره. من فقط وظیفه دارم راهو نشونش بدم و از دور مراقبش باشم. حق ندارم محدودش کنم و آزادی عمل رو ازش بگیرم!! 

کاش میشد اینا رو بدونی بابا :(

تاریخ ارسال: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت 14:08 | نویسنده: Miss. E | چاپ مطلب
نظرات (1)
دوشنبه 9 بهمن 1396 14:39
محمد قنبری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خوشم اومد از عقیده مدرنت. اما خب هنوز که بچه ت به دنیا نیومده. حرف زدن خیلی آسونه. مهم اینه که من وقتی که توی همون موقعیت قرارگرفتم عکس العملی متفاوت با والدین نصیحتگرم نشون بدم. گاهی عقاید سنتی اونقدر تو ذهنم رسوب می کنند که می خوام اونجوری نباشم اما... اوکی؟
پاسخ:
میفهمم.. خیلی اوکی :)))
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.