X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

ثبت لحظه های مبهم

زندگی نوشت

آشفته‌م

خیلی زیاد...

وختایی ک حالم مثلا خوبه، فقط یه نقاب الکیه و فقط یه بهونه کوچیک کافیه ک گندآبِ روحیم بزنه بالا و همه چیزو بهم بریزه..

یه حرف

یه حرکت

یه بی توجهی

یه نگاه

برای بهم ریختنم کافیه

خیلی ضعیف شدم... نه! شایدم خیلی ضعیف بودم... خیلی ضعیف هستم.. ولی نمیخوام دیگه ضعیف باشم!!!

نمیخوام با یه حرف کوچولو انقد بهم بریزم...

خدایا...

منو رها کردی نه؟؟

منو ب حال خودم گذاشتی ک انقد داغونم نه؟؟

وای بر من.....

وای به حال و روز من....

وای...

که انقد ازت دور شدم ک حال و روزم شده اینی ک هس...

امروز تو کلاس ک کم آوردم، فهمیدم خیلی کمم.. خیلی خیلی خیلی کمم در برابر فهم و دانایی بقیه!

باید ب خودم کمک کنم..

خدایا...

دستمو بگیر....

تاریخ ارسال: جمعه 11 اسفند 1396 ساعت 01:28 | نویسنده: Miss. E | چاپ مطلب
نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.