X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

ثبت لحظه های مبهم

زندگی نوشت

هیچی...

از روشنایی روز فراری شدم

خنده‌هام در حد چن دقیقه‌س..  بعدش سریع میرم تو لاک خودم

از جمع فراری‌ام

دلم نمیخواد آدما رو ببینم. وختی میرم دانشگاه فقط برا ظاهرسازی میخندم و وختی کلاسم تموم میشه بدو بدو میرم سمت ماشین

تنهایی رو ب هرچیزی ترجیح میدم

از فضای باز خوشم نمیاد.. دوس دارم تو یه اتاق دربسته بمونم و فقط خودم باشم

فقط دوس دارم مشغول کارای خودم باشم

از سردرگمی بیزارم..

فکرای بزرگ تو سرم دارم ولی شرایطشو ندارم

یه جور حس پشیمونی و عذاب وجدان دس از سرم برنمیداره

همه اینا اگ نشونه افسردگیه.. باید برا خودم متاسف باشم...

هوف

تاریخ ارسال: دوشنبه 24 اردیبهشت 1397 ساعت 13:14 | نویسنده: Miss. E | چاپ مطلب
نظرات (5)
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 20:36
احسان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خب پس یه سری تصمیما داری!

بیشتر فکر کن تا برا هر مشکل یه راه حل منطقی دربیاری.
*هرچند سخته و ناخوشایند باشه*
پاسخ:
توکل ب خدا
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 14:42
احسان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
رو کمک خودت که می تونی حساب کنی.
خودت خودتو کمک کن.
بشین ببین چه راه هایی داری برا اینکه از وضعیت و شرایطی که بیرون بیای.

مثلا الان کارشناسی هستی احتمالا، کنکور ارشد بده یه شهر دیگه در بیا
*فقط به عنوان مثال گفتم*
پاسخ:
حتما :)
اتفاقا یکی از برنامه‌هام همینه ک گفتید!
سه‌شنبه 25 اردیبهشت 1397 23:49
احسان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
راه حل دادن سخته از سمت کسی که چیزی نمی دونه.

کسی هست بتونی رو کمکش حساب کنی؟
پاسخ:
همین الان بهش فک کردم و دیدم واقعا کسی نیس :(
سه‌شنبه 25 اردیبهشت 1397 22:19
احسان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بعضیاش نشونه افسردگیه.
تمایل به تنهایی، فرار از جمع و ...

چرا سرزنش خودت خب؟ مگه خودت مقصری؟
ولی اگه بخوای و بمونی تو همین وضعیت دیگه تقصیر خودته
پاسخ:
اگه میخواستم بمونم ک از این وضعیت ناراحت نمیشدم
فقط نمیدونم چیکار باید بکنم
دوشنبه 24 اردیبهشت 1397 13:22
فاطمه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
همه اینا نشونه اینه که تو تبدیل به یه خوناشام شدی عزیزم خخخخ
پاسخ:
پس چرا خیلی مهربونم؟ :(
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.