X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

ثبت لحظه های مبهم

زندگی نوشت

با اختلاف زیادی میتونه اولین عشقم باشه .. بارون :)

برای منی که صبح جمعه رو از ساعت ۱۲ شروع کردم و به جز نیم ساعتی که ناهار خوردم، بقیه رو خواب بودم تا نیم ساعت پیش، 

واقعا جای بسی خوشحالی و شادمانی داره که الان یه بارون اساسی بباره *_* خودشم با مقادیر زیادی رعدوبرق و باد *_* با بوی مست کننده خاک *_*

دلم میخواد انقد بو بکشم که این بو تو ریه‌هام ذخیره شه برا روزای دلتنگی..

وای که چقد بهار امسال رو دوس داشتم :) همش بارون همش بارون :)

رفتم ایستادم جلو پنجره.. هی عکس هی فیلم میگیرم از بارون که بشینم هی نگا کنم هی کیف کنم -_-

 آخ چقد خوبهههه

تو فقط ببااااار *_*

مست میشم... وااااقعا مست میشم وختی قطره‌ها بارون میخوره ب شیشه پنجره *_*

مرسی که برام یه عصر جمعه فوق‌العاده ساختی خداااا 

تاریخ ارسال: جمعه 4 خرداد 1397 ساعت 18:49 | نویسنده: Miss. E | چاپ مطلب
نظرات (1)
جمعه 4 خرداد 1397 23:36
م.ق
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چترها را باید بست
زیر باران باید رفت
فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد
با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت
دوست را، زیر باران باید دید
عشق را، زیر باران باید جست
زیر باران باید با زن خوابید
زیر باران باید بازی کرد
زیر باران باید چیز نوشت،حرف زد،نیلوفر کاشت
زندگی تر شدن پی در پی
زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون است..
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.